ریشه
چشمک
اسفند شدم روی آتش تو .
تا دنیا دنیاست
صبح به صبح ،
عطر مِهر
از ما بر می خیزد
می پیچد در هوای خالی
دوست ، ما را می گرداند
دور سر دوست .
باد ، آغشته به ما در خیابان می گردد
و نظرها را ، خانه به خانه ،
پاک نگه می دارد .
وحشی
بی معنی
بی ریشه ،
شاخ علفی بودم من در بیابان
پیش از این آتش ...