سنگ عشق

چشمک

قمقمۀ آب پنهانت را بیرون آوردی جاری کردی روی بدن سنگی من در بیابان عطش . عطر خاکِ مرطوب ، گلبرگ زرد ، و برگ خورشید در مشامم پیچید با حواسم جفت شد و جفت شدی با همۀ رویاهایم : با من ماندی ...
شعر تصادفی