جشن نانو

چشمک

به خیال خودت - در خود – می گذری از کنارم خاموش ؛ اما در من ذرّه های جسمم از عبور جسم تو می جنبند . گفتگوی پنهان سر می گیرد بین دو برگ و دو اقیانوس جادویی با کلماتِ دیگر تنی با تن دیگر بی خاموشی . گوش می خوابانم روی زمین و صدای قلب تو را با قلبم می گیرم . فشفشه های بلند نورانی آسمان بالای سرم را می پوشانند . بی هیچ خیالی بی فکر ژرف ترین ذرّهِ هایم به رقص می آیند : در زمین خاک های تیره غنچه های درخشان می رویند . خوابی یا بیدار در شبِ جشن بزرگ ؟ از کنارم می گذری با خاموشی ، و بدون فراموشی در قلب من می گردی ذرّه ذرّه جفت با من و ما جفت با سنجاق سر با روح سنگ و با جسم جهان دست در گردن هم در چرخ فلک می چرخیم آسمان رنگی با ما می چرخد : گرده های پرچم می چرخند و رقص کنان می نشینند در بطن گل . فشفشه ها نور می پاشند روی این شهر . خوابی یا بیدار در شبِ جشن ؟ ذرّه های من شاد و شنگول با تو بوده اند تمام امشب را ...
شعر تصادفی