کتابها گندمزار ۱۴۴ از ۲۶۴ راه زمین گندمزار بر می دارد میخ های صلیب مرزها را از پیکر خود ؛ می غلتد از هر سو در آغوش مهر : زمین ام عریان ، بار گرفته از نور ... متن کوچکتر متن بزرگتر اشتراکگذاری شعر تصادفی → شعر قبلیانتخاب! فهرست شعر بعدی ←عزیزم ، ادامه بده !