کتابها گندمزار ۱۷۱ از ۲۶۴ جوجه گندمزار تاریکی ! تاریکی ! خواب ! خواب ! جوجه ی سرگشته پلک بر هم فشرد . پلک گشود . نور ! نور ! روز آمده بود . یعنی زمین واقعا می گردد ؟ متن کوچکتر متن بزرگتر اشتراکگذاری شعر تصادفی → شعر قبلیمنزل ستاره فهرست شعر بعدی ←گرانبها