کارهای هم زمان

گندمزار

جرقه روشنی شعله ی اجاق گاز شیر آب کتری پر روی شعله ی اجاق . اولین دقیقه های صبح . زن به تخت بر می گردد . خواب های مبهم دور سرش می گردند . مارهای سیاه ، سگ های هار ، منظره های درهم پیچیده . کلاف سردر گم . انقباض رگ های شقیقه زیر موی ژولیده ... بیرون از تخت تنهای سردرگم شعله دارد آب را به نقطه ی جوش می رساند روی گاز روشن . در کتری ضرب گرفته تند تند می رقصد روی کتری ـ خانه ، روی سرش ! ـ زن برمی خیزد ، از تخت شب بیرون می آید ...
شعر تصادفی