کتابها گندمزار ۲۴۲ از ۲۶۴ آنچه می ماند گندمزار با پشت دست یا آستین یا دستمال با هیچ چیز هرگز هرگز پاک نخواهم کرد اثر گردش لب هایت را از روی لب هایم : گویی لعاب درخشان آب دور دهان گلدان خشک ... متن کوچکتر متن بزرگتر اشتراکگذاری شعر تصادفی → شعر قبلیوقتی که خوابم فهرست شعر بعدی ←از هر روزنه