نامرئی

گندمزار

عشق ! عشق ! آمدی از گرداب بیرون کشیدی مرا بر سر دست تن بی جانم را آوردی تا نوازش های آبشار نور و آب و گرفتی مرا سخت در آغو ش خود در کنارت ، جاودان ، در کشتی نوح ...
شعر تصادفی