کتابها گندمزار ۲۶۴ از ۲۶۴ شاخه ی بید مشک گندمزار روزهایی که بامن بودی در من می جوشند ـ شهدی در همه ی رگ های گیاه ـ غنچه می بندند می شکفند روی اسکلت خشک ام را می پوشانند سبزم می دارند لحظه هایم با تو در چشمه ی شیرین تو ... متن کوچکتر متن بزرگتر اشتراکگذاری شعر تصادفی → شعر قبلینامرئی فهرست