کتابها گندمزار ۴۱ از ۲۶۴ پرستو و خار گندمزار خاشاکم را پرستوی تو برداشت با منقارش از روی زمین - از زیر پای درخت - بافت به هم آشیانی بر پا کرد لبریز از چهچه های آواز و پرواز ؛ از همه ی خار های پراکنده ی من ، آه ! پرستوی تو ... متن کوچکتر متن بزرگتر اشتراکگذاری شعر تصادفی → شعر قبلیتبعیدی فهرست شعر بعدی ←موجودی