طلسم ابدی
گندمزار
بی کلمه ،
شیرین است حرف های زبانت
نرم و بازیگوش
در دهانم .
در
دهانم ،خاموش ،
باز باز پیش دهانت .
شیرینی جادوی تو
می غلتد
جرعه جرعه در کامم :
جرعه های پرچم یاس
در کام زنبور عسل
بی پایان ...
جرعه ها ی روان شاداب :
بلور رقصان – بوسه ی شیرین شهد بر دهان مشتاق –
روی خط زمان می لغزد
می چسبد
بر تمام این خط
بر تمام لحظات .
جرعه های طلسم یک لحظه :
پیوند ناب
تا جاودان ...