جنگ و صلح- لئون تولستوی- ترجمه ی سروش حبیبی
همهٔ گلهای سرخ
جنگ ، ناز و نوازش و تعارف نیست. بلکه پلید ترین و زشت ترین کارهاست. در کار جنگ هدف آدم کشی است و سلاح و وسیله ی این هدف، جاسوسی و تشویق به خیانت و دروغ پردازی و سیاه روز کردن مردم است. هر که بیش از دیگران آدم بکشد ، پاداش و افتخار بیشتری نصیب اش خواهد شد. در جبهه به قصد نابود کردن یک دیگر ، در هم می پیچند و در به قتل رساندن و ناقص کردن یک دیگر از هم پیشی می گیرند. ده ها هزار جوان را از نعمت تندرستی و شادی زندگی محروم می کنند و بعد مراسم دعا و شکر گزاری بر پا می دارند – که خدا "توفیقشان" داده که این همه انسان را به وادی مرگ بفرستند!- ندای "پیروزی" سر می دهند و مدعی افتخار بسیار می شوند ، فقط با این استدلال که چون بیشتر کشته اند پس "لیاقت" بیشتری دارند.
"سرنوشت عبرت آموز سنگ"
راهش را طی می کرد تا دریا
تا رسیدن ، تا یگانه شدن با دریا .
- از کجا پیدا شد سنگ سخت در راه رود ؟
- از چه زمانی سد شد ، سنگ سخت در راه رود ؟
انباشته شد موج رود بر موج رود .
انبوه شدند موج ها با موج ها
لبریز شدند از خواهش جاری بودن تا دریا .
لغزیده شد ، پرتاب شد ، تکه تکه خرد شد، سنگ از پیش راه .
با خروش جوشان سیلاب شد،
رود من ، که فقط راه آرامی را طی می کرد به سمت دریا ...