سر کوه بلند

همهٔ گل‌های سرخ

آفتاب سر زده از کوه بلند چین های دامن مه ، باز شدند افتاب وسیع می تابد بر دامنه ی دره ی گل گاو زبان : گام به گام ، گام به گام ، همراه تو ام . همراه تو : می پیچانم سنگ های بزرگ راه را . خم شده ای از گل به گل دستت می گردد گل ها را می چینی دامنم را بالا می گیرم می ریزی گل های بنفش خود رو را در دامن من . دامنم پر شده از گل هایت . خم شده ای : دستت می گردد ، از گل به گل درتیرگی پنهانم . چین های دامن من باز شدند آبشار گرم نور از سر انگشتانت می ریزد بر دامنه های تاریکم . آفتاب : سر زده از کوه بلند ...
شعر تصادفی