همه ی مسافران
همهٔ گلهای سرخ
چراغت می سوزد ، می لرزد ، می پرسد :
- از کجا آمده ام ، به کجا خواهم رفت ؟
- چرا ؟
شب پره ات ، به شتاب ، از تاریکی بیرون می آید
با سرعت می افتد روی چراغت ، روشن.
یک نفس - در یک آن - می نوشد
بال زنان بال زنان
همه ی نورت را ...