پنهان در شب
همهٔ گلهای سرخ
ما رسیدیم به هم
مثل آبی که رسید به زمین خالی .
مثل آب و زمینی که رسیدند به هم ،
ساخته اند از خاک خشک ، جنگل ها را ، در یاها را .
صدایی در گوشم می گوید :
ـ دیر زمانی ست که ما ، باز رسیدیم به هم . ـ
شب ، سیاهی های چادرش را انداخته است روی من
پاورجین پاورچین می گذرم
از روی شن های ولرم ساحل
می خوابم برهنه در شب
روی دریای رام .
موج دریا می لغزدتا روی ران هایم
بالاتر می آید می بوسد نافم را
می نوازد لب هایم را
می ریزد شور سودایی او بر زبانم
نجوا کنان می خواند ـ موج دریای نرم در گوشم
پژواک نجوایش می تپد در قلبم :
ـ دیر زمانی ست که ما با هم هستیم
عشق من ...