این سقف

کلاغ پَر

آن سوی سقف آن سوی بام است این سو این سو ست آن سو شاید هستی دیگری ست . هستی دیگری که شاید بی نردبان در آن به اوج می روند هستی دیگری که شاید شب های آن بی اشک های تلخ دلتنگی به صبح می رسند هستی دیگری که شاید لبخند های آن در سایه های سرد پستوها نمی لرزند هستی دیگر گونه ی ذرات. شاید ذرات دیگرگون . آن سوی سقف آن سوی بام است این سو این سوست این سو که در آن بی نردبان من هرگز به ارتفاع پنجره ی تو نمی رسم بی اشک به صبح بی لرز به لبخند این سو که در آن من در نردبان با شاخه ی درخت با رشته ی کنف با خاکِ تکیه گاه می آمیزم تا ارتفاع روشن تو تا پنجره تا سقف ...
شعر تصادفی