حقیقت
کلاغ پَر
صاعقه
به درخت گردوی وحشی زد .
صاعقه در من چیزی بود
صاعقه در تو شاید چیزی دیگر ؛
اما
ما با هم از حادثه ی آتش
گیرانه گرفتیم ،
غار تاریک خو د را روشن کردیم .
روشنی در من چیزی بود
روشنی در تو شاید چیزی دیگر ؛
اما
ما با هم دیگ سنگی را آوردیم
و شکار خود را روی آتش پختیم .
شب
کنار آتش
خمیازه کشیدیم .
خواب در من
چیزی بود
خواب در تو شاید
چیزی دیگر ؛
اما
ما با هم خوابیدیم
در سایه ی امن مشعل
تا دیروز
تا
امروز
شاید
تا فردا ...