دوباره
کلاغ پَر
آن رود
به رود پیوست .
ما سبز شدیم
با ما زمان رویید
در ساقه ی نیلوفر خودروی
در پرده ی نی
در برگ ذرت
در چشم فانوس
فانوس روشن .
ما سبز شدیم
از سنگ های سخت
از خارهای تیز
از شوره زار خشک گذشتیم.
ما ریشه دادیم
و خاک زخمی را در بازوان خود گرفتیم
تا التیام زخم های کهنه رفتیم
بی سخت ها
بی تیز ها
بی خشک ها
لب بر لب نور
لب بر لب هم ...
آن رود به رود می رسد
نی
سبز می شود
در بازوان بقره ای آب می رقصد
نیزار می خواند .
فانوس روشن را
به شا خه های کاج
پیوند می زنیم ...