تلنبار شدن

مانی

لرزید زمین، لرزیدن سخت در شهر بت. از دهان خاموش کوه سیلاب بزرگ جاری شد. سیلاب گدازه، آتش: آه های سوزان تلنبار شده سال به سال در سینه ی کوه. واژگون شد در یک آن بت، در بت خانه. از سنگ عظیم ترسناک- از قربانگاه- چیزی باقی نماند جز ذره ذره خاکستر سرد پراکنده شده در هر سو...
شعر تصادفی