کتابها مانی ۱۹۶ از ۳۳۶ چاقو مانی چاقو قاچ قاچ می کند پیاز را و سیر را. سیر نبودم، نه پیاز! هیچ تیزی نتوانست مرا قاچ کند قاچ قاچ: به جز: تیغ جدایی از تو: عشق من... متن کوچکتر متن بزرگتر اشتراکگذاری شعر تصادفی → شعر قبلیتصویر فهرست شعر بعدی ←تقدیر