رقص ابدی برگ با درخت
مانی
از یک نقطه کوچک تر:
شکل می گیرم
می جهم
بیرون می آیم
از حجاب پوسته،
می شکفم روبه وی آفتاب و مهتاب
دامن ام را می چرخانم پیش نور
بوسه می بخشم
بوسه می دزدم
از بازویت.
چرخ زنان می آیم سمت خاک پاک ات
می آمیزم با ذات تو
با ریشه ی تو
شکل می گیرم باز.
از یک نقطه کوچک تر:
باز هوای حرکات موزون در میان بازوهایت
در سرم می شکفد:
می شکفم!
هیچ برگی به خاطر ندارد مرگ را...