های زمین من!

مانی

شکست لیوان آب من. آب لیوان من پخش شده روی میز سینه خیز دارد اکنون می لغزد می افتد هر قطره ی او از لبه ی میز بلند: صاف در آغوش زمین...
شعر تصادفی