بته ی نسترن
مانی
کجا پنهان بودید ای همه ی نسترن های من ؟
کجا پنهان بودید ای همه ی عطرهای شیرین من ؟
کجا پنهان بودی ای خواهش تند رویش ؟
ای تلاش خزیدن ، چنگ زدن تا جنون خون ناخن ها ،
ای تلاش بالا رفتن
از تک تک آجر های خشت گل ؟
دار بستی نبود تکیه گاه تن نسترنم .
عطر اردیبهشت می آید
آبشار نفس های گل می ریزد بر قلب خاک .
ای تلاش رویش !
ای زایش !
در کجای دیوار فرو ریخته ام پنهان بودید ؟ ...