کتابها مانی ۵۶ از ۳۳۶ وحشت! مانی در بهشت خونین اش چه گلی می شکفد ؟ از نهانگاه کویرش چه درختی می روید ؟ سخت در آغوش تو ام . جویبار اشک هایم می بارند بر سینه ی تو . سوگند بخور عشق من از بهشت آغوش ات پرت ام نکنی به "بهشت" بت زار ... متن کوچکتر متن بزرگتر اشتراکگذاری شعر تصادفی → شعر قبلیچرا نمرده است ؟ فهرست شعر بعدی ←عشق