هفت سین
روزنه
هرکدام از راهی می آیند
جا می گیرند
می نشینند بر یک سفره
پیش هم .
رو به روی آینه
که شعله ی شمع روشن را
جا داده در قلبش .
سنجد ، سیب ، سمنو ، سفره ، ساز ، ....
سبزه ، سیر ...
آینه ، شمع روشن ...
هر کدام
در تمام روز های غبار آلود و شب های تیره ی سال
گام بر می داشتند
می آمده اند ...