کتابها روزنه ۴۸ از ۱۲۶ با تو روزنه هستی هنوز . و هنوز دست های مرا در دست می گیری . دست هایت ، مرا باز می دارند ، در خواب و بیداری ، از هر سقوط. عزیزم به عصایم بگو باشد پشت در ... متن کوچکتر متن بزرگتر اشتراکگذاری شعر تصادفی → شعر قبلیمکان فهرست شعر بعدی ←فندق