مکان

روزنه

این جا بود : ـ در این تخت ـ ما باهم بودیم . این بود ، این بالش ، تکیه گاه سرهای مان . در هوای اردیبهشت روزی مثل امروز . در فوران رنگ های گل های سرخ . در شکوفه های نوبر سیب در نفس های بلند آویشن . پنبه های این بالش در گرمای بوسه های طولانی ما گل کردند . غنچه های جادویی درمیان خارها و خشکی ها باز شدند . این جا بود که به تو دل باختم . این جا بود که نفس های من حلقه حلقه موج موج به نفس های تو پیوستند . و نفس های ما نفس های ما روز ها را از قعر عدم برداشتند بر تخت نشاندند . روز را هستی را ما را عشق من نیایش کنان در معبد تن های مان برکشیدند از روی خاک و نشاندند بر روی تخت بر این تخت در هوای روزی مثل امروز ـ در هر روز ـ در هر ذره ی من : ما را با هم ...
شعر تصادفی