فصل 15
ساحل شنی
مثل مروارید آینده
در بطن صدف،
مثل رویای عشق ابدی
از لحظه ی دور ازل
در جمجمه ی انسان ها،
مثل هوا
در حباب کف موج،
در من، زایا، هستی:
در تک تک ذرات پایای تن ام
دریای من، با همه ی اشک های زلالت
با همه ی خنده هایت
در
من.
از چه مرزی سخن می گویند،
سیم های خاردار مضحک؟!...