رودخانه و آهو

سال زنبق

آهو با چشمان باز درشت به تن نقره ای موج تو می نگرد در جنگل شب . پیش می آید ، پیشتر می آید . لب های بازش را می نشاند بر سینۀ تو و زبان نرمش را می گرداند بازی کنان روی موجت با تمام دهانش مکنده ، تشنۀ تو ، تو را می نوشد . آهوی تو با چشم باز تا ابد در جنگل شب ...
شعر تصادفی