می شنوی؟
سال زنبق
نامت را می گویم زیر گوش پنهان نسیم
زیر گوش همه ی برگ های زمین
زیر گوش همه ی قطره های شبنم
در همه ی سیاره .
نامت را می گویم زیر گوش همه ی فانوس ها
و سراسر نورها
هر ذرّۀ نور
آینده
رقص کنان می گردد
از دورترین مرز های زمین
تا دورترین مرز های زمین
آن جا که با هم می آمیزند :
بدن های عریان ما
بی پرده
دربستر خاک .
آن جا که فرو می ریزند مرز های کاذب
و فرو می ریزند واژه های کاذب .
آنجا که می پیوندند
بی هیچ کلام
بوسه ها و تن ها .
بی هیچ کلام در هم می جوشند
اشک ها و اشک ها
و از پوست ما می شویند
رد شلاق جدایی ها را .
آن جا
آن جا که ماه تمام بر می خیزد
از پشت کوه بیرون می آید
می ریزد
می ریزد در شبنم
از قلب به لب
شب
با نام تو
بی خاموشی ...