کتابها سال زنبق ۱۵۱ از ۲۷۰ دزد سال زنبق مرگ سراغم آمد با صورت پنهان شده زیر نقاب سیاه مثل یک دزد ، در یک شب . تو ، هم آن دم از قلب من بیرون جستی و مرا از چنگش بیرون آوردی با یک جنبش مرگ گریخت ؛ مرگی که گمان کرده بود به شکا ر تنهای بی رمقی دست پیدا کرده ... متن کوچکتر متن بزرگتر اشتراکگذاری شعر تصادفی → شعر قبلیاتاق مهر فهرست شعر بعدی ←معجزه