همدردی

سال زنبق

خشک شده می افتد روی تخت زمین : پر با ریک گیا ه تشنه ی دیدار آب ... آه ! درست مثل من ، که می اقتادم روی تخت افسرده آن روز ها و شب ها وقتی که تو را کشف نکرده بودم در قلبم ...
شعر تصادفی