نکردن

سال زنبق

من کاری نکردم ! این بلبل خودش می آید می نشیند روی شاخه های درخت زبان گنجشک ام ، گردنش را می جنباند و چه چه های درخشانش را - مثل مشت الماس – از اول صبح تا وقت غروب می پاشد در فضای خانه . من کاری نکردم : نه تفنگ آوردم نه تیر کمان و نه پای درخت ، روی طبل کوبیدم ...
شعر تصادفی