داستان
سال زنبق
موجی می آید
چیزهایی را از ساحل بر می دارد
می برد ،
چیز هایی را می ریزد بر ساحل .
مو جی می آید
چیزهایی را می آرد
چیزهایی را بر می دارد
می برد...
و میان همه چیز
زمزمه ای ست
گفتگویی انگار
از سفرها ی شان به جهان های دور
هر کدام
گوناگون
بی پایان
و بی مرگ ...