روز

سال زنبق

رفته رفته ظاهر شد با لب هایش باز شده از لبخند با چشمانش روشن شده از بیداری با بلور دوشش راه به راه سرخ و کبود از شیار ظلمت؛ رفته رفته پوشیده شده با نوار تنیظیف نور پشت پنجره ام ...
شعر تصادفی