گوش
سال زنبق
وصلم به تو
با سخت ترین نوع ریسمان
با ریزترین موج های نامحسوس
اما موجود .
موج هایی که از دیوار بمب های اتم
و کورۀ آدم سوزی ،
رد شده اند .
موج هایی که حتی از بُت های کالا – پول
رد شده اند ؛
و دوباره ، دوباره
گلوی خشکِ تُنگِ مرا
از آبِ چشمۀ شیرین تو
پُر کرده اند .
تو سرشته شده ای با ذراتم .
انگار از آغاز
انگار دهانی هستی ، من گوش تو
یا دهانی هستم
و تویی
گوش من .
های و هوی طوفان ها بیرون اند
بیرون از رابطۀ پنهان گوش و دهان
در من و تو
در انسان ...