اسفنج کاشف
سرسبز
از فرق سرم تا نک پایم
- با هر قطره ی خون
با هر ذره ی ناخن هایم -
آمدم سمت تو .
با زبان طبله شده ام – از خشکی -
از دهان زلال شیرنت نوشیدم
- مثل اسفنج
از شیر آب . -
من اسفنجم خواهان آب تو !
از فرق سرم تا
نک پایم
- در هر مویرگ رؤیا هایم -
جاری شده ای
زیبایی محض
گرم و زنده .
اسفنج تنم
عشق من !
روحم بود ...