کتابها شبانه ۱۰۵ از ۱۸۰ برف شبانه خاک لُخت و پَتی جمع کرده خودش را - چه سوزی می آید - آسمان چادر ابری را به کناری می اندازد ؛ با تن نرم سفید می آید می خوابد روی خاک ... متن کوچکتر متن بزرگتر اشتراکگذاری شعر تصادفی → شعر قبلیخنده فهرست شعر بعدی ←پانسمان