کتابها شبانه ۱۱۶ از ۱۸۰ زمستان (1) شبانه گرمای آغوشت می کشاند مرا به سمت تو و به سمت نفس های داغ داغت روی تنم . قندیل ها پشت پنجره ام ذوب شده اند ؛ آب روشن گرم و شاد می ریزد در گلوی سرمازده گلدانم ... متن کوچکتر متن بزرگتر اشتراکگذاری شعر تصادفی → شعر قبلیگردنبند فهرست شعر بعدی ←زمستان (2)