دانه لوبیا

شبانه

از درون باز می شود و باز تر پُر برگ و بار ناگهان – مانند انفجار خنده های محبوس در گلوی شوخی – از درون باز می شود : با نفوذ جهان های شنگول آب زیر پوسته سرد و خشک پوسته ای که کشیده شده است - مثل چادر – از بیرون روی جهان دانه ...
شعر تصادفی