گل سرخ

شبانه

به سفیدی های زودرس موی سرم خیره شدی ؟ یا به چین های عمیق پلک هایم ؟ به لبان خشکم ؟ یا خیره شدی - در نگاه ابری من – به قلم های شکسته و دفتر های شعر های غارت شده ام در خانه : در "وطنم" ؟ آیا خیره شدی به کلماتم به ریزش برگ برگ های کوت شده و سوخته در میان آتش در میدان ؟ آیا زُل زده ای به شیار شلاق روی سینه من ؟ زیر روپوش ، روی دوشم ؟ شاید خیره شدی - در مردمکم – به هق هق شب های من و به زخم زبان ها ؛ به خط تقویم - یک تقویم نفرینی – که ثابت مانده در تیرگی عصر ظلمت در حکم ضربه های شلاق ؟ اما من خیره مانده ام : به همآغوشی اشک زلالت با گونه من ؛ به بوسه تو بر قلب من ، و به زیباترین گل سرخ هستی که باز شده در میان لب های تو بر فراز اکنون : از تاریکی می گذریم ! ...
شعر تصادفی