مسأله

شبانه

مطلق و مقدس شد گاو بزرگ سرم را بریدند در پای گاو . مطلق و مقدس شد بت چوبی سنگی سرم را بریدند در پای بت . مطلق و مقدس شد کلمه: چیزی که دیگر حتی چیزی نبود و سرم را بریدند در پای هیچ . شاید مطلق و مقدس بودند سنگ و گاو و کلمه ؛ اما مطلق و مقدس چه نیازی دارد به ریختن خون من روی خاک؟
شعر تصادفی