بی تو هر گز !
شبانه
تکمه را فشار می دهم
جریان برق راه می افتد
در
کتری برقی .
تند تند
ذرّه های شیطان گرم
از سر و روی سیم پیچ فلز خاموش
بالا می آیند
و صدای سوت بیداری آب
در هوا می پیچد .
تند تند
لیوان ها را می شویم
و حباب رنگین کمان کف ها
از سر و دوش خاکستری شیر آب
بالا می آیند ،
پقی می خندند
و تمام رنگ های جادویی را
روی شیر آبی می پاشند .
تند تند
می دوم سمت میز آرایش ؛
آینه
لبریز از خنده نور
بوسه صبح بخیر فردای تو را
روی لبم ،
می تاباند
به قلب شب ...