خواهش
شبانه
کوپه به کوپه
گشتم :
بمب بود ، طناب دار بود ،
شِمش های طلای خونین بودند ،
واژه های دروغین بودند .
پایین پریدم
از پنجره آن قطار ترسناک
و پیدا کردم
رد پای تو را
و تو را
روی این ساحل
پیش درختان بلوط خودرو
و دریا ...
بگذار بمانم با تو ...