جان من!
زن
لازم نبود سر به صحرا بگذارم
لازم نبود حتی در خلوت غار جا بگیرم
تا تصویرت جان بگیرد در من
در کلماتم،
جاودان.
لازم نبود تلقین کنم نامت را، به خود، عشق ات را:
در من بودی
در نفس ام
در زبان ام
در اعماق مردمک های سیاهم در چشم ام:
بی تردید: پیش از آن که "من" باشم...