پاشنه!

زن

در های تاریکی بر همان پاشنه های پیشین می گردند: بی جنبش. بی صدای تازه از زبانه و قفل، بی صدای تازه از لولا: با خروس حبس شده در انبار به خیال این که با سکوت خروس سر نخواهد زد دیگر خورشید!...
شعر تصادفی