کتابها آفتاب مهتاب ۱۱۱ از ۲۲۲ وصل آفتاب مهتاب دریا در خویش می کشد جریان رود را . زنبور می نوشد نیلوفری را . مرغ پرنده ای نوک می زند به تخته پاره ی خیسی به روی موج . قایق - با بادبان صاف و بلندش - پل می کشد میان فواصل ... متن کوچکتر متن بزرگتر اشتراکگذاری شعر تصادفی → شعر قبلیخط فهرست شعر بعدی ←بیرون