باقی

آفتاب مهتاب

شکاف خورد آهن بلند شد فریاد سکوت گشتی زد شکاف هم آمد و موج زمزمه لغزید روی پرده ی گوش مرکب از دم آهن به خورد کاغذ رفت و روی صفحه به جا ماند طرحی از یک حرف ...
شعر تصادفی