شمارش معکوس

آفتاب مهتاب

خشاب پُر شده ست و ماشه آماده ست گذار می کند از لای پلک برق نگاه و تند می چرخد به روی تک تک اشیا : کتابخانه ی در هم و تخت خواب شکسته لحاف پاره شده و ذرّه های مرکب که پیش می تازند میان نقش گل و بتّه های روشن فرش و جنبش آونگ ... ستاره ی قطبی در آسمان پیداست و ماه می گردد دوباره دور زمینش زمین به دور یک خورشید و چرخ خورشیدی ... خشاب پُر شده ست و گشت عقربه از پشت شیشه معلوم است ...
شعر تصادفی