کتابها آفتاب مهتاب ۲۲ از ۲۲۲ محو آفتاب مهتاب غلتید و غلتید واداده خود را با سراشیبی مجذوب رانش . مقهور کوبش . در جایی از اعماق ، در ازدحام برگ ها ، رگ ها ، یک مشت خرده ریز گم شد میان متن ... متن کوچکتر متن بزرگتر اشتراکگذاری شعر تصادفی → شعر قبلیاشتباه فهرست شعر بعدی ←داد