محو

آفتاب مهتاب

غلتید و غلتید واداده خود را با سراشیبی مجذوب رانش . مقهور کوبش . در جایی از اعماق ، در ازدحام برگ ها ، رگ ها ، یک مشت خرده ریز گم شد میان متن ...
شعر تصادفی